|
در کدامین چشمه ی زلال می توان تو را دید؟ در کدامین راه نرفته می توان تو را پیمود؟ سهم من از تو چیست؟ گلدان خالی کنار پنجره
دانه ی برفی که هرگز به زمین نمی رسد
آفتابی که هرگز گرمایش را نمی توان احساس کرد یا راهی که به نا کجا ختم می شود سهم من دویدن به سوی تو
و هرگز نرسیدن به تو
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11:24 توسط فاطمه
|
|
||
|
آرزوی فرشته ها اين است : ميهمان نگاه تو باشند آرزوی فرشته ها اين است : گاه روی زمين قدم بزنند گاه شاگرد مدرسه بشوند تو دبير فرشتگی باشی آرزوی فرشته ها اين است : كه بدانند قلب تو از چيست
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 15:42 توسط فاطمه
|
|
||